خرید بک لینک


بیاین در توییتر همدیگه رو پیدا کنیم. همینجا آیدی توییترتون رو کامنت (خصوصی یا عمومی) کنید من فالوتون کنم

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:11

هیزل گریس پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۰۰ از اونجا که تامپون اینجا کم، گرون و تابوعه، نمیدونم چند درصد دخترا در ایران تامپون استفاده میکنن. ولی میخوام تجربیاتم رو در موردش بهتون بگم. اول از همه نه؛ بکارت رو از بین نمیبره. البته بستگی داره که اصلا چی تعریف کنیم اما من از چند تا پزشک شنیدم کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:11

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:11

مطلب دوباره نیلوبلاگ یک ماه کامل در آرشیو خالی ماند.

زندگی در حال گسترش است و من در فاز گذار به بزرگسالی. به فکر کردن در مورد اینکه اگر این بطری شیر را بخرم، تا آخر ماه در خرج و مخارج مشکلی ایجاد می شود یا خیر؟!

این روزها مشغول دور انداختن آدم های آشغال هستم. به معنای کامل کلمه آشغال.

نوشتن از من دور شده و من از آن!

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

کلا در بیان هرچیزی دچار مشکل شدم. هیچ کدوم از افکارم به حرف نمیان و حتی وقتی میام پستاتون رو میخونم دستم به نظر گذاشتن نمیره.

برمیگردم!

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

روزهای اخیر درگیر جمع کردن کدنویسی و ران کرد کدهای پروژه بودم و در حال حاضر قدم های نهایی نوشتن مطلب پایان نیلوبلاگ نامه رو می گذرونم.

بعدش واقعا دیگه تا مدتی درس برای خوندن ندارم!

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

افسار معنای زندگی از دستم رفته است. نه آنکه قبلتر دردستم بود؛ نه! فقط حداقل میتوانستم از دور رقصش را در باد ببینم که سریع از من دور میشد. سرعت من گویا کند شد و فیالحال هرچه چشم میچرحانم، کلافش راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

مطلب گذار نیلوبلاگ از نوجوانی به بزرگسالی حتما همین طور اتفاق میافته.

خیلی تلاش میکنم بنویسم اما چرا نمیشه؟! حتما به خودم سخت میگیرم. یا انقدر پست گذاشتن رو برای کامل بودنش به عقب انداختم که دیگه نمی تونم.

بهرحال خواستم منِ آینده بداند امروز حس میکنم درحال ورود به دنیای دیگری هستم. دنیای بزرگسالی. امیدوارم دنیای بهتری باشه!

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

بهرحال؛ حق با مطلب شماست نیلوبلاگ. حتما با افرادی برخورد کردید که در هر حال حق با اوناست. اصلا اینکه چه اتفاقی افتاده یا کی مقصره و ... مهم نیست. افرادی که حتی توجه نمی کنند اگر در این مسئله حق با آنها باشد: اصلا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

به عنوان یک فرد کاملا بی تجربه در زمینه کاری خودش، به نظرم تجربه خوبی بود. من که هنوز مدرکم رو نگرفتم فرصت کار در یک شرکت تقریبا مرتبط رو پیدا کردم. قبل از اینکه وارد شرکت شم کلی ذوق داشتم که کار مرتبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

خیلی دقیق همه چی رو یاد میگیره. دقیق گوش میده و شمرده و سنجیده حرف میزنه. ظاهرش رو فقط از پشت دوربین گوشیش روی مانیتورم دیدم، اما با این وجود میتونم بگم دختر زیباییه. به قولی «دخترانگی» از ظاهرش مشخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

در دوره گذار هستم انگار. چرا همیشه حس میکنم در دوره گذارم؟! حد فاصل فارغ التحصیلی، استفعا از شغل و پیداکردن شغل جدید یا مهاجرتم. سخت مشغول زبان خوندنم و خب درآمد اندکی از تدریس هم دارم. فی الحال برگشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1399 ساعت: 12:46

سوالی که پیش میاد اینه که آیا واقعا از حرف های انگیزشی انسان به جایی میرسه؟ آیا خود هدف نوعی انگیزه نیست؟ و آیا اصلا انگیزه لازمه؟ چرا باید خودمون رو عادت بدیم به انجام دادن کاری درصورت داشتن انگیزه؟!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 26 خرداد 1399 ساعت: 6:06

بله من معتقدم ذهن انسان نیاز به تمرین داره. یعنی وقتی زحمتی بهش نمیدیم خود بخود کاراییش رو کم میکنه. مثل وقتی که همه ش تو شبکه های مجازی میچرخیم. ذهن رو عادت میدیم به دیدن محتواهای حداکثر یک دقیقه ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 26 خرداد 1399 ساعت: 6:06

اون حسی که وقتی دوست نزدیکتون از هر نظر بی سواده ولی استادتون مجبورتون کرده با اون یه مقاله بنویسید!

یا اون حسی که هرکار میکنی یه دونات نمیتونی دربیاری!

اره؛ همینقدر سطحی.

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 26 خرداد 1399 ساعت: 6:06

صفحه بندی