خرید بک لینک


حالا هی رنگ بپاش به زندگی ات

هی به خودت بگو «من قوی تر از این حرفام.»

خودت را به شادی بچسبان و لبخندزنان تمام غم هایت را به دورترین نقطه وجودت بفرست

و هی به خودت یادآور شو فردا به این موضوع فکر میکنم

تا کی؟

انقدر نمیدانی و غم هارا مشت مشت می ریزی در آن نقطه ی دور و به خودت که می آیی میفهمی نقطه هست، اما دیگر دور نیست

دیگر آنقدر به تو نزدیک شده که نمیفهمی با غم های مانده ات چه کنی؟

می نویسیشان

اما بگذار روراست باشم. نوشتن چیزی را کم می کند؟

می نویسی و با هر کلمه میفهمی چقدر بزرگ شده این کوله باری که روزگاری در نقطه ای دور بود.

رنگ میپاشی به این کوله بار خاکستری زشت و بدقواره. آنقدر حرفه ای رنگ می پاشی که خودت هم باورت می شود واقعا کوله بار زشتی نداری!

تا کی؟

چقدر می توانی رنگ بپاشی و رنگ بپاشی و خودت را گول بزنی که میتوانی؟

نمیتوانم!

رنگ هایم تمام شده و جان خرید رنگ ندارم.

مانده ام با کوله باری بزرگ و تماما خاکستری . . .

اصلا بگذار فردا به این موضوع فکر کنم!

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی