اول از همه از دوستانی ک همیشه همراهم هستن تشکر میکنم بعد عذر خواهی ک ب وباشون سر نمیزنم.
اولین های زیادی تجربه کردم اما بیاین تلخاشو نگم.
از دلتنگی شدیدی ک تمام وجوذمو گرفته میگذریم.
سعی میکنم این روزا کمتر جواب مامان بابا رو بدم بلکه زمان حالشونو بهتر کنه.
خلاف انتظارم بابا خیلی منطقی با قضیه ی مرتب کردن صورتم کنار اومد و امروز انجام شد.
الان تو اتوبوس ب سمت همدانم. دارم میرم دمبال خابگاه و این سفر میشه دومین اولین امروز.
همونی ک میخاستم قبول شدم.بگذریم از اینکه تهران نشد اما مهم رشته بود ک خداروشکر حله.دانشگاهم تو این رشته 4امین رتبه رو داره و این خ بد نیست!
تولد داداش کوچیکه امروزه و قراره سورپرایزش کنیم بلکه کمی خوشحال شه.واسش ی ماگ خریدم و ی دسته کلید اموجی.
امیدوارم امروز تو همدان بتونم خابگاه رو جور کنم و ضمنا اولین سفر تنهای خوبی باشه!
فقط ی چیزی اینکه ی آقایی اینجاکلا گویا با هندزفری آشنا نیست از اول مسیر داره آهنگاشو بت ولوم بالا گوش میده!اونم آهنگایی ک من یکی خیییچوقت گوش ندادم و نخاهم داد! آقاهه هندزفری بدم خدمتتون؟
ویش می لاک پلیز!
+ کمی کارام روبه راه بشه قطعا الطاف تک تکتون پاسخ میدم!
++ از رفتاری ک بازخورد رفتار خودتون بوده دلگیر نشید لطفا!
برچسب: اولین دخول,اولین بار به انگلیسی,اولین,اولین فیلم ایرانی,اولین رابطه,اولین دخول در زن,اولین رئیس جمهور آمریکا,اولین خون,اولین بوسه,اولین پادشاه جهان,
نویسنده: الینا اکبریپور
تاريخ: جمعه
9 مهر
1395 ساعت: 1:09