خب
همدان خوب بود خداروشکر. خابگاه رو گرفتم.ی اتاق س نفره و تخت تکی رو خودم گرفتم. دی:
دانشگاه و پارک روبروش و خیابونا گشتیم با دوستم ک همکلاسیم بوده و الان همخابگاهی شدیم و هم دانشگاهی البته رشتش فرق داره.
الانم باز نشستم تو متشین برم واسه ثبت نام.
و جمعه نقل مکان میکنم ب خابگاه.(کاش زودتر میشد)
فک کنم دارم ب ی وبنویس توراهی تبدیل میشم. خدایی اینطوری با فراخ بالی بیشتری مینویسم!
زندگی جدیدی درحال لود شدنه . . .
حال مامان بابا کمی بهتره. و در کمال ناباوری واسه قبولیم بهم هدیه دادن!!!!
خلاصه فعلا با فاکتور گیری از ی سری مسائل داره خوب پیش میره.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور