زندگی دانشجویی هم عالمی داره ها. اقلا واس من
ی ساعت توپ توپم ی ساعت غم عالم رو دوشمه /:
جونم براتون بگه این روزا مهدیس از دلتنگی دست ب همه کاری میزنه و ب هیچجا نمیرسه.
درس...دلم تنگشه خو...چت...کاش بود باش میچتیدم...بیرون...الان اگه بود هی ذوق میکرد دارم خوش میگذرونم....
کلا خلاصه ته همه کارام میرسه ب اینکه خدا داداشمو میخام!
بکذریم از اینکه حتی با هر اتفاق کوچیک فک میکنم کاش باعث مرگ میشد مثلا بلکه برم پیشش!
بگذریم
این روزا ی جور عجیبی دوستای قدیمی دوباره بهم پیام میدن ک اصن بسی جای تامل پیدا کرده!فک کن کسی ک نزدیک دوسال هیچ ارتباطی نداشتیم بگه باز میخام دوست باشیم یا چندتای دگ! عجیبه خدایی -_-
فک نمیکردم درسای دانشگاه انقدر حجیم باشن یهو! امتحان دارم /:
حرف زیاده اما افسوس ک در این مقال نگنجد دی:
تا بعد، اگر بعدی بود . . .
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور