
اول از همه از دوستانی ک همیشه همراهم هستن تشکر میکنم بعد عذر خواهی ک ب وباشون سر نمیزنم. اولین های زیادی تجربه کردم اما بیاین تلخاشو نگم. از دلتنگی شدیدی ک تمام وجوذمو گرفته میگذریم. سعی میکنم این روزا کمتر جواب مامان بابا رو بدم بلکه زمان حالشونو بهتر کنه. خلاف انتظارم بابا خیلی منطقی با قضیه ی مرتب کردن صورتم کنار اومد و امروز انجام شد. الان تو اتوبوس ب سمت همدانم. دارم میرم دمبال خابگاه و این سفر میشه دومین اولین امروز. همونی ک میخاستم قبول شدم.بگذریم از اینکه تهران نشد اما مهم رشته بود ک خداروشکر حله.دانشگاهم تو این رشته 4امین رتبه رو داره و ای...
ادامه مطلب